( توجه به میراث گذشته و استاد کاران قدیمی )
من ازآن زمان متوجه شدم که فهمیدن و شناخت معماری ایران در وهله اول نیاز به دقت و دیدن خود بنا دارد . سپس در کنار اساتید معماری نشستن ، یعنی همان معمارانی که آنها را بی سواد می خواندند و با کمال تاسف کسی به آنها توجه نداشت .همانگونه که گفتم وقتی من از آنها صحبت میکردم حتی دوستان هم دوره دانشگاهی من آنها را معماران بی سواد می نامیدند و مراجعه به آنان را بی حاصل می دانستند .آنها از دریای معارف معماری که در سینه های این معماران بود آگاه نبودند و خیلی ها با آن دیدگاهشان نتوانستند از آنها استفاده کنند . اما من با کمال فروتنی در کنار آنها می نشستم به طوری که حتی مانند شاگردانشان به من پرخاش می کردند ، و من به این برخوردها اهمیتی نمی دادم . البته بعضی متوقع هستند که این معماران پاسخگوی بعضی سوالات هنری یا نظری روز باشند و مانند آنچه در دانتشگاهها برایشان توضیح داده اند ، پاسخگو باشند . این کارامکان پذیر نیست .باید کنار دست آنها نشست ، در کار آنها دقت کرد و زبان آنها را فهمید . این معماران زبان خاص خود را دارند . در چند دهه قبل می شد از اطلاعات این معماران استفاده کرد ولی متاسفانه کمتر کسی به این کار اقدام نمود . تعداد زیادی ا زآنها دیگر در میان ما نیستند ، خدا همه آنها را بیامرزد . پیش ازاین من برای شما ، مثال استاد محمد علی را آوردم و گفتم که او چگونه موضوع جالب توجه هنجاررا بر روی زمین نکیز می کرد .آنها مطالب زیادی را سینه به سینه حفظ کرده اند که یک از آنها را زمانی که من به دکتر هشترودی انتقال دادم ، او گفت که نه در ریاضیات شرق و غرب آن را دیده است .
من در 55 سال گذشته هم شاگردی آنها را کرده ام و هم در کنار آنها بوده ام . بعضی از مطالب را حتی از یک کارگر ساده که در حال کار کردن بوده یاد گرفته ام .برای نمونه ترسیم پنج ضلعی بوسیله ریسمان است که با دو میخ ، ریسمان و گونیا انجام می شود . اگر از او توضیح روش را با فرمول بخواهی حتما به تو جواب نخواهد داد. این به وسیله این ابزار رادیکال 5 را می ساخت و سپس پنج ضلعی را از روی آن رسم می کرد .
این کار خارق العاده ای بود آنها در عمل اینها را یاد گرفته بودند . این وظیفه ماست که این مطالب را ابتدا یاد بگیریم ، آن را بفهمیم و سپس به عنوان یک موضوع مورد تحقیق مطالعه قرار دهیم . برای نمونه یافتن پاسخ اینکه چگونه معمار گذشته با کمال راحتی و با داشتن یک ضلع ازیک پنج ضلعی می توانسته آن را رسم کند .
همانگونه که بارها عرض کرده ام معماری ایران را از لحاظ هنری باید رفت و دید . با دیدن آثارمتوجه می شویم که این معماری شنیدنی نیست بلکه دیدنی است .در اینجاست که انسان پی می برد که تاسفی هم ندارد که تا به حال کتابی درباره این معماری نوشته نشده است.
اما درحال حاضر باید درباره آنها نوشت زیرا اغلب این آثار صدمه دیده و در حال زوال می باشد . در شهرهای تاریخی ما خانه های وجود دارد که به حد تکامل خود رسیده بودند و با وجود زیبایی خیره کننده خود ، همه دارند ازبین می روند ، تعداد زیادی از آنها نیز ازبین رفته اند . خانه نواب رضویها ، یکی از خانه های شاخص یزد را من اینگونه ثبت و ضبط کردم . در یک تابستان گرم که دوستان در زیرزمین خنک آن نشسته بودند ، من گریان در خرابه های ان می گشتم و آن را اندازه گیری و بازنگاری می کردم . این کار توسط یکی از همکارانم خانم مهندس اسدی ترسیم شد و در نهایت آنچه ارائه شد کار فوق العاده ای بود .بعدها وقتی دانشجویان را برای بازدید به آن محل فرستادم ، پس از بازگشت گفتند که چنین اثری در آنجا وجود ندارد . پس از مراجعه به آنجا کار تعمیر شده را دیدم که با آنچه در اصل بود کاملا متفاوت داشت.
از ان آثار چند نمونه دیگر هنوز باقی مانده است که می توان از آنها بی نهایت استفاده برد .
به نظر من دیدن بنا ، فهم آن و بهره گیری از افراد متخصص قدیمی و آشنایی باروش کار آنها و استنباط از گفته ها و اعمالشان ، اصلی ترین بخش تحقیق در معماری گذشته ایران است.

