تبليغاتX
استاد محمد کریم پیرنیا-عاواد - تحقیق در معماری گذشته ایران-قسمت چهارم

استاد محمد کریم پیرنیا-عاواد

مروری بر زندگی و آثار روانشاد استاد محمد کریم پیرنیا

# الهام گرفتن از معماری سنتی – رون – پنام – عدم تقلید

یکی از موضوعات مهم برای دانشجویان و محققان معماری می تواند بحث چگونه الهام گرفتن از معماری گذشته باشد . در اینجا باید توجه داشت که الهام گرفتن با ادا درآوردن فرق دارد . در حال حاضر به محض اینکه می گوییم یک ساختمان ایرانی یا اسلامی طراحی کن یا بساز از قوسهای جناغی و مانند آن استفاده می کنند . آنچه که ما در معماری گذشته به عنوان جناغی می بینیم به این خاطر بوده است که این فن از پیشرفته ترین فنون ساختمانی زمان خود بوده است مانند انچه در جناغیهای دور میدان نقش جهان مشاهده می کنیم . جناغی وسیله ای بوده برای پوشش دهانه های  بیش از 3 متر . اما این کارها در حال حاضر به چه معنی می باشد ؟ این کارها وقتی در شهرهای بزرگی چون تهران انجام می شود دیگر منطق ندارد ، نمی توان به ان الهام از هنر ایران گفت ، این اسمش ادا در آوردن می شود .

اما موضوعهایی وجود دارد که می توان به آنها الهام گرفتن از هنر ایران گفت . آنچه که در آنها منطق وجود دارد .یکی از آنها که در گذشته توجه زیادی به آن داشته اند ولی در دوره معاصر توجهی به آن نشده موضوع " رون " است . " رون " در اصطلاح معماری به معنی جهت است و همانگونه که می دانیم در ساخت شهرها و جهت بنا از سه رون راسته ، اصفهانی و کرمانی استفاده شده است .

حال مختصرا توضیح می دهیم که رون چه بوده و عدم توجه به آن چه مشکلاتی دربر داشته است . رون راسته ، به بنا جهتی شمال شرقی – جنوب غربی می داده است .مانند آنچه در شهرهای کاشان ، تهران ، یزد و تبریز داشته ایم . یکی از عوامل تاثیر گذار در انتخاب این رون قرارگیری شهرها در مجاورت یک کوه یا چند کوه بوده است . برای نمونه شهر یزد بین شیر کوه و کوه خرانق قرار گرفته است . در گذشته این اعتقاد وجود داشته است که قرار گیری شهر در جایی که بالای آن به وسیله کوه گرفته شده باشد مشکلات متعددی خواهد داشت .برای نمونه شهر ری به وبا خیز بودن مشهور بوده است . زیرا در شمال شهر ری کوه تبرک ( بی بی شهربانو) قرار داشته و جای آن چندین بار تا به حال عوض شده است . این یک واقعیت است . به تهران امروز نگاه کنید و گرفتاری این شهر را ببینید .گاهی اعلام می شود که برخی از مناطق مرکزی از آلوده ترین مکانهاست و تردد در آنجا برای مردن خطرناک است . البته برای تهران باید فکر اساسی شود ولی در سایر شهرها می توان رونهای سابق را در نظر گرفت .

رون اصفهانی جهتی از شمال غربی به جنوب شرقی دارد . همانگونه که می دانیم اصفهان بین دو کوه صفه و آتشگاه قرار دارد و این جهت جوابگوی این شهر بوده است . در بناهای این شهر رعایت این رون شده است . میدان نقش جهان دقیقا نشان دهنده این جهت است . هنگامی که استاد علی اکبر هنرمند بزرگ اصفهان اقدام به ساخت مسجد امام می کند ، به زیبایی تغییر جهت را حل کرده است . من به خاطر دارم هنگامیکه آندره گدار وارد این مسجد می شد در جایی که نام استاد نوشته شده بود به رسم احترام به آفریننده این شاهکار بزرگ و فوق العاده ، کلاه خود را بر می داشت . در اصفهان و در اغلب نقاط فارس مانند شیراز و تخت جمشید با توجه به وجود کوههای متعدد آنها از رون اصفهانی استفاده شده است .

رون کرمانی جهتی شرقی –غربی دارد . در کرمان چون کوهها در شمال و جنوب آن قرار دارند و شهر همدان به خاطر وضع باد و برف که از دره عباس ] آباد[ به طرف شهر می وزد از این رون استفاده شده است . در شهرهایی چون یزد و کاشان اعتقاد دارند که جهت شرقی – غربی نکبت بار است . در حال حاضر عدم مراعات این موضوع باعث مسائل عدیده ای در بعضی شهرها چون یزد شده است . در گسترش جدید شهر در محله صفائیه متاسفانه جهت صحیح به کار گرفته نشده است . بدون اینکه قصد توهین داشته باشم باید بگویم که شهرساز این بخش مهندس اداره ثبت بوده است . اما آنها به دنبال بهره برداری  هرچه بیشتر از زمین می باشند و با همین منطق تعداد زیادی خانه ا به جهت کرمان ساخته اند . این گونه خانه ها در تابستان بسیار گرم و در زمستان بسیار سرد است و قابل سکونت نیست .

یکی دیگر از موضوعاتی که می تواند مورد توجه قرار گیرد مسئله پنام است و بهره گیری از آن است . پنام یعنی عایق که شامل عایقهای رطوبتی ، حرارتی و عایق صداست و هر سه را در بر می گیرد . برای اینکه به اهمیت موضوع بیشتر پی ببریم نمونه هایی را ذکر می نمایم . همانگونه که در خانه های یزدی مشاهده می کنیم بخشهایی از آنها رو به شرق است اما متمایل به جنوب ، در این بخشها اتاقهایی که ساخته شده در نما تابش بند دارند . در اتاقهای سه دری و پنج دری با زحمت و مخارج زیاد تابش بندها را که تیغه های باریک عمودی و افقی هستند ، ساخته اند . با وجود این تیغه ها در زمستان اتاقها غرق آفتاب می شوند . ولی در ساعتهای اولیه صبح تابستان خورشید از گوشه جنوب شرقی بیرون می آید و این تیغه ها از تابش آفتاب صبح تابستان به داخل اتاقها جلوگیری می کند و حداقل در ساعتهای اولیه صبح از اتاقها می توان استفاده کرد . در حال حاضر هم می توان پنامها را مورد مطالعه قرار داد و هم از آنها در ساخت بناهای جدید استفاده نمود .

می دانیم که در شهرهای مناطق جنگی ایران که دشمن پلید وحشیانه آنها را خراب کرد ، مدتی است بازسازی شروع شده است . ]سالهای 70و 71[   سازمانهای مختلفی در شهرهایی  چون دزفول و دیگر مناطق خوزستان در حال خانه سازی هستند . اگر سازندگان این مسائل را رعایت نکنند مردم نمی توانند در آن خانه ها زندگی کنند . با تکنیک پیشرفته روز می توان این تیغه های نازک و  کم خرج را با مصالح مختلف ساخت . اما بر عکس میبینیم  که ساختمانهایی که در تهران ساخته می شوند برای صرفه جویی در هزینه ، اسکلت فلزی را بر پا کرده و روی آن را همه شیشه می کنند . این روش اصلا با وضعیت اقلیمی تهران سازگار نیست ، متاسفانه این کار در دیگر مناطق نیز عمل می شود .

یک از دیگر موضوعهای تحقیقی در بخش پنام ، ساخت دو پوشها می باشد . معمولا در بخشهایی از ساختمان که دهانه آن کم بوده است از طاق دو پوش استفاده می کردند . برای اجراء ، ابتدا طاقی با خیز کم می زدند و طاق دیگر با فاصله در بالای آن قرار می گرفت . با توجه به این که فاصله بین دو طاق کم بوده است ، با خشت این دو را به هم وصل می کردند . بدین ترتیب یک طاق سبک در زیر و طاق اصلی روی ان قرار می گرفت . سپس روی طاق اصلی را کنو می زدند و در نهایت سقف را برای خواب بر روی بام صاف می کردند . این باعث می شد که حرارت در تابستان از بالای بام به پاین ، در اتاقها اثر نکند . همچنین با توجه به سرمای زیاد زمستان به خصوص در شهری مانند یزد ، سرما به داخل اتاقها کمتر نفوذ کند . البته این به معنی اجرای ان در حال حاضر در شهری چون تهران نیست . به دلیل گرانی زمین در شهرهای بزرگ نمی توان دیوار 5/1 متری چینه ای ساخت اما با تکنیک پیشرفته روز دنیا ، می توان جانشینی برای آن یافت . چرا باید در خانه ای که نشسته ایم به راحتی صدای همسایه را بشنویم و یا اگر میخی به دیوار کوبیده شود در همه جای ساختمان صدای ان شنیده شود . برای حل این مشکل می توان از مصالح مختلف استفاده کرد . کاربرد صحیح پشم شیشه می تواند مشکل را حل کند ( اما نه آنگونه که شنیده ام پشم شیشه را گذاشته و روی ان بتن بریزند .) یا اینکه از پشم شیشه با مصالح مجوف نازک 5 تا 10 سانتی استفاده کرد . این به عهده افراد متخصص است و ما می توانیم از کمک آنها بهره گیریم . باید درباره این موضوع فکر و مطالعه شود .

از موضوعهایی که در بالا آمده نمی توان صرف نظر کرد و دوباره می گویم که استفاده از معماری سنتی به معنی تقلید یا ادا در آوردن از معماری آل بویه و صفویه نیست . این کار غلط و زشتی است . با این کار زمان را گم خواهیم کرد . موضوعات بالا همه می تواند  زمینه های تحقیقاتی خوبی برای دانشجویان و پایان نامه های آنان باشد .

یکی دیگر از موضوعهای جالب در تحقیقات معماری مساله هنجار است . در این باره می توان حداقل پنج کتاب نوشت . موضوع جالب دیگر برای کار " بربست " است  در این مورد به چگونگی روش تنظیم نقشه که از موضوعات مهم در معماری گذشته ماست ، پرداخته می شود . شاید بعضی بگویند که حالا دیگر وضع تغییر کرده و مانند گذشته « اتود » نمی کنند . اما آنها نمی دانند که چقدر استفاده از پیمون و گنجاندن پیمونها در طراحی ، به آنها کمک خواهد کرد .

درحال حاضر موضوع روش طراحی بناهای مذهبی به خصوص مساجد اهمیت زیادی دارد .همانگونه که پیشتر گفته شد تا صحبت از ساخت این گونه بناها پیش می آید تعدادی چفد جناغی را در نما می سازند . اگر چفد ها با همان مصالح گذشته ساخته شود اشکالی ندارد اما در بعضی بناها به دروغ آن را به کار می برند . ساختمانی بتنی را می سازند و در نما چفد های جناغی به کار می برند . در روبروی ساختمان دانشگاه تهران ( سر در اصلی ) ، بنایی مکعب شکل را ساخته و در جلوی پنجره ها با استفاده از نبشی ، خم کردن و آویزان کردن آنها قوسهایی را ساخته اند که حالا هم از بدنه اصلی جدا شده اند . بعضی اعتقاد دارند که اگر ما یک مسجد را بدون جناغی بسازیم مردم آن را به عنوان مسجد قبول ندارند . اما در اینجا یک سوال وجود دارد : آیا تا به حال ساخته ایم که ببینم مردم قبول دارند یا نه ؟ ما در نقاط مختلف مساجد بدون جناغی داریم مانند مساجد ابیانه ، مسجد گزاوش بناب در آذزبایجان یا خوانسار . این مساجد تماما با سقفهای چوبی  ساخته شده اند و نقشه های چهارگوش دارند ودر نوع خود بسیار زیبا می باشند . د مسجد ملا رستم مراغه ما حتی یک انحناء نداریم و در تمام آنها مردم نماز می خوانند. یکی از دوستان صحبتی در این زمینه می کرد . او می گفت همانطور که ما مثلا یک روحانی را از لباس او می شناسیم مسجد را نیز از عناصر آن مانند گنبد ، جناغی و منار می شناسیم . من این حرف را قبول دارم اما یک سوال در اینجا مطرح است : آیا لباس روحانیان ما در این زمان با لباس روحانیان در چهارصد سال پیش هیچ فرقی نکرده است . عکسهایی که از زمان قاجار  به جای مانده است این را نمی گوید . ما تغییراتی در لباس داشته ایم . از طرف دیگر باید در نظر داشت که دین ما یک دین جاودانی است و معماری ان نباید متوقف شود .ما باید به همت چند جوان کارهایی ارائه کنیم ، اگر مردم آنها را نپذیرفتند آن وقت این بحثها صحیح است . اما به نظر من تقلید اینگونه دروغ است و ساخت یک بنای بتنی با گذاشتن ماسکی روی ان نوعی توهین است ! در این باره باید فکر کرد و این موضوع نیاز به تحقیق دارد .

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 19:54  توسط عاواد  |