تبليغاتX
استاد محمد کریم پیرنیا-عاواد - ارمغانهای ایران به جهان معماری -گنبد - قسمت اول

استاد محمد کریم پیرنیا-عاواد

مروری بر زندگی و آثار روانشاد استاد محمد کریم پیرنیا

از آنگاه که مردمان غارها و اشکفت های کوهساران را رها کردند و در دامنه کوهها و میان دشتها پراکنده شدند نخستین چیزی که ناگزیر از فراهم کردن آن بودند سر پوشیده هایی بود که بتواند مانند غار پناهگاه آنان باشد .

اگر چه در روزهای نخستین نیاز به شبستان های گسترده نبود و همین که پناهگاهشان خانواده کوچکی را در زیر آسمانه خود جای می داد خشنود بودند ولی دیری نپائید که خانواده های کوچک به هم پیوستند و دسته و گروههایی را تشکیل دادند که کند کوچکی در دل زمین کنده بودند یا آشیانه و کلبه ی مختصری که با چوب و شاخ و برگ و خار و خاشاک برپا شده بود نمی توانست دسته یا گروهی را سرپناه باشد و نیاز به سرپوشیده های گسترده ، دیرک و ستون را پدید آورد و شبستانها ، نهانخانه ها و تالارهای چهلستون ، به جای کلبه های نئین و چپرهای  چوب پوش و کندهای غار مانند نشست . ولی وجود تعداد زیادی دیرک و ستون ( که طبعا در آغاز بسیار به هم نزدیک بود ) مانع دید می شد ، به ویژه هنگام برگزاری ائینها و جشن ها و میهمانیها این کاستی بیشتر به چشم میخورد .

به همین دلیل نخست کوشیدند تا آنجا که میسر است ستونها را از همدیگر دور کنند . برای اینکار ناچار به فراهم کردن فرسب ها و تیرهای سخت و استوار و کشیده شدند . ولی باز هم ناتوانی تیرهای چوبین در بردن بار دهانه های بزرگ کار را دشوار می کرد این بود که پوشش دهانه های بزرگ بی ستون آرزوی معماران روزگار باستان شد .

ساختمان تالار چهل ستون در جهان کهن ، نمونه های بیشماری داشت . ولی برای نخستین بار در ایران و در شهر پارسه یا تخت جمشید بود که با فراهم کردن چوب کنار از جاهای دور دست ( مانند جبل عامل ) و فرسب و لته و تخته چوب چندن و ساج از گنداره ، معمار یا رازیگر پارسی توانست فاصله دو ستون را تا حداکثر ممکن ( یعنی در حدود شش گز – نزدیک 4/6 متر ) برساند . در حالی که پیش از آن در چهل ستون ها و ستاوندها کمتر ، گاهی سطبرای ستون ها بیش از فاصله میان آنها بود ( مانند معابد مصری )  .

اگر چه این پیشرفت بسیار چشم گیر بود ولی ایرانی به آن خشنود نشد و برای برگزاری جشنها و بارهای شاهانه چیزی گسترده تر و پیشرفته تر آرزو می کرد . پس از یورش خشمگینانه و دژخیمانه اسکندر ویرانگر به ایران ، با اینکه امید داشت ایران و آسیا را یونانی کند و فرهنگ باختری را به زور در خاور زمین فرمانروا سازد جز چند مورد معدود ( مانند آتشکده خورهه ) که تا حدی از سرستونهای معروف به ( ایونی – ایونیک ) استفاده شده بود معماری یونان هرگز نتوانست در ایران جای گرم کند ( این نکته نیز جالب توجه است که نمونه کلیه سرستونهایی که امروز به نام توسکان و دوریک و یونیک معروف شده در استودانها و پرستشگاههای کهن ایران مانند فخریکه و سکاوند و قزقاپان و داودختر و در روزگاری بسیار کهن تر از دوران درخشش معماری یونان به کار گرفته شده و به خوبی می تواند خاستگاه خود را نشان دهند و ما در بحثی دیگر از آن سخن خواهیم گفت . از همان روزهایی که شاهنشاهی هخامنشی فرو می افتاد معماران ایرانی بر آن شدند که طاق و گنبد را ( که پدیده طبیعی و خاص معماری ایران است ) جانشین تخت بام و خرپشته چوبین کنند . چه آوردن چوب سدر از جبل عامل و ساج از گنداره همیشه میسر نبود و در جنگلهای تنگ و جلگه های درندشت هم چوب سخت و استوار و کشیده به زحمت فراهم میشد ( اگر چه در جنگلهای انبوه شمال و جنوب تا اندازه ای به دست می آمد ) از آن گذشته وجود موریانه ای به نام ترده در بسیاری از نقاط ایران کاربرد چوب را کاری بی منطق و گاهی بسیار خطرناک جلوه میداد .

طاق و گنبد و چفد ( قوس) در ایران پیشینه ای کهن دارد و معماران روزگار باستان نمونه های شگفتی از آن را در معبد زیرین چغازنبیل ( که از مصالح آن برای ساختمان چغازنبیل استفاده شده ) و تپه نوشیجان و ویرانه های سیستان و ستودانهای کومیش دامغان به دست داده اند ( از آغاز هزاره دوم تا آغاز شاهنشاهی پارس )  که دنباله آن تا روزی که معماری ملی رواج داشت ادامه یافته است ( و چون طاق و چفد ایرانی تابع فلسفه بر مینای ریاضی ویژه ای است که پایگاهی ارجمند در معماری و فن ساختمان دارد در گفتار دیگری از آن سخن خواهیم گفت ) .

در همین پدیده های شگفت معماری ، گنبد پایگاه بلندی دارد و دلایل بسیاری در دست داریم که این پدیده شگفت آور زاده نبوغ ایرانی است . با توجه به دشواری پوشش دهانه های بزرگ با فرسب چوبین و مزاحمتی که وجود ستونهای چوبی متعدد در زمینه تالارها برای دید ایجاد میکند به خوبی به اهمیت پوشش گنبدی پی خواهیم برد که می تواند دهانه بزرگی را سرتاسر و دیوار به دیوار بپوشاند .

برای اینکه زمینه چهار گوش را با گنبد بپوشانند می بایست نخست آن را به هشت گوش و سپس شانزده گوش و بالاخره به دایره تبدیل کنند و این کار با پوشش گوشه ها میسر میشد .

معماران ایرانی برای پوشش گوشه ها ، دو روش پدید آوردند که یکی را سکنج ( به کسر سین و ضم کاف ) و دیگری را ترنبه ( به ضم ت و ر ) می گویند .

سکنج یا کنج بیرون جسته و ترنبه یا حفره پیش امده نخست به یاری چوب – و پس از آن با طاقهای بیضی و شیپوری اریب به صورت فیلپوش و پتکانه و پتگین در ایران پدید آمد و از نام آنها پیداست که از آنجا به سراسر جهان راه یافته است ( چنانچه در زبان انگلیسی طاقهای گوشه گنبد را اسکوینج می گویند که از فرانسوی کهن اکس کوان به این زبان راه یافته و در زبان فرانسوی ترومپ ( هرچند که سکنج و ترنبه در معماری ایرانی دو شیوه جداگانه دارد ولی پیداست که خاستگاه انگلیسی و فرانسوس آنها یکی بوده است !))

ترنبه های پیش از اسلام ایران ، بسیار ساده و  به صورت فیلپوش زده می شد ( یعنی گوشه های فضای زیر گنبد را با پوشش ساده ضربی پیش می کردند تا نزدیک دایره شود و بدون هیچ شکنج ( طاق بند و کاربند روی ترنبه و زیر گنبد ) رگهای پوشش را چرخ می انداختند ( مانند بافت سبد ) .این روش زیر سازی در شهرهای جنوبی کشور تا بعد از حمله مغول هم معمول بوده ( و توسط معمارانی که تیمور لنگ جهت ساختمان پایتخت ، از جنوب ایران – به خراسان برده ) بار دیگر دیگر در نقاط دیگر هم به کار رفته و گنبدهای زیبایی چون گنبد مسجد کبود ( فیروزه اسلام ) و مسجد شیخ لطف الله را به وجود آورده است . ولی پس از اسلام ( به ویژه در سه چهار قرن آغاز آن ) چون معماران مسلمان ایرانی از شکوه افزون بر نیاز را نمی پسندیدند با یاری شکنج سازی و به ویژه طاق بندی می کوشیدند که از ارتفاع  زیر بندی هرچه بیشتر بکاهند چنانکه در مورد گنبد هم تلاش می کردند که به اندازه گنبد های پیش از اسلام خیز نداشته باشد . همزمان با پیشرفت فن ساختمان گنبد در کشورهای دیگر هم گنبد هایی حتی با دهانه های بزرگتر از گنبد های ایرانی زده شده است ولی گنبد ایرانی دارای ویژگیهای چندیست که ان را شاهکار کرده است .

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 14:36  توسط عاواد  |